خرید بک لینک
روزي رسيد كه فارغ التحصيل شدم آنهم با مدل حدود 16 تو پوست خود نمي گنجيدم كه بله من در رشته مقدس حقوق فارغ التحصيل شدم ... الان به عنوان يك حقوق دان در كشورم در جامعه ايي كه هستم ميتونم خدمت به وطنم بكنم . تصميم به ازدواج گرفتم مادر با هزار اميد و آرزو به خواستگاري رفت و با افتخار ميگفت پسرم ليسانس حقوقه ... افتخار منه .... خانواده دختر هم با اينكه داماد حقوق دان خواهند داشت جواب مثبت دادند و زندگي آغاز شد .... روزهاي اول خوب بود كم كم فهميدم تا كي بايد با پولي كه تو مراسم ازدواجم جمع شده بود و با كمكهاي پدر و مادرم و پدر و مادر زنم زندگي كرد ...گشتم دنبال كار .. همه جا بهم ميگفتند كو سابقه ... تازه فارغ التحصيلي فايده نداره ...

خلاصه هر جارفتم پشت درب بسته موندم ... تصميم گرفتم در آزمون وكالت شركت چون شغلی آزاد و نیازی به بودجه بیت المال نداشت و من هم علاقه مند به حرفه آزاد. واي خداي من اينهمه متقاضي .. اينهمه فارغ التحصيل واي بر من ... 60 هزار نفر . 70 هزار نفر .80 هزار نفر ووو من چطور ميتونم بين اينهمه آدم تو 2000 نفر يا 1500 نفر جا بشم .... بايد سعي كنم ... 5 ساله دارم سعي ميكنم هيچ به هيچ چون برای اینکه از حدود هر شصت نفر یک نفر می تواند قبول شود یعنی 59 نفر باید از حرفه آزاد مرتبط با شغل خود محروم شوند باید یک سال نشست و کار نکرد ولی من زن و بچه دارم برای چهار سال درس خواندم توجیه دارم ولی برای ورود به یک حرفه آزاد که نیازی به بودجه بیت المال ندارد و امری رقابتی است خیر نمی توانم یکسال کار نکنم و فقط درس بخوانم پس هزینه زن و فرزند و کرایه خانه ام را کی بدهد... تازه هرسال ظرفیت بيشتر كه نميشه كمتر هم ميشه ...

تصميم گرفتم يه ماشين بگيرم و در آژانس محله کار كنم ... بلد نيستم هر چي در ميارم بابت جريمه و بنزين ميدم ..آخه كار من نيست ....من حقوق خوندم نه تاكسي راني ... اي خدا چكار كنم ...بچم به دنيا آمد ديگه قوز بالقوز، همسرم خيلي مهربان بود .

ولي خب اونم حقي داره من خوندم نبايد به كسي ضرري برسه ولي چكار كنم .. كم كم ازش شنيدم كه من با يك حقوق دان ازدواج كردم نه يك راننده یادمه روزهایی که همسرم تابلوی وکلای دادگستری را به من نشان میداد از ماشینهای شاسی بلند آنها و خانه های خوب آنها می گفت که چقدر راحت و با پوشیدن کت و شلوار به دادگاهها می روند و با حرف زدن و لایحه نوشتن چقدرزندگی مرفهی برای خود و خانواده شان درست کرده اند . ناراحت بود و به من می گفت اين بود افتخاري كه ميكرديد ... تو لياقت نداشتي وكيل بشي و هزار طعنه و حرف هاي ديگه ... تازه كاش فقط خودش بود پدر و مادرش هم از يك طرف ديگه ... پارسال نشستم باز خوندم تلاش كنم واسه آزمون وكالت . ولي امسال 1000 نفر كمتر شده سهميه پذيرش شده 1500 نفر آوار به سرم خراب شد ..

با هزار اميد واهي كه به همسرم دادم گفتم امسال قبولم . تا يكم آروم بشه دست از طعنه هاش برداره خداييش كمك كرد تا محيط خوبي داشته باشم تا بتونم بعد از كار سنگین روزانه و خستگی ناشی از ان شبها با بی خوابی سه ساعت درس بخوانم ولی خودتان را جای من بگذارید این مغز خسته چقدر کشش دارد ولی دوستانم می گفتند که باید روزانه به مدت یکسال و 12 ساعت باید درس بخوانی تا موثر باشد و بتوانم جزو یکی از میان هر شصت نفر شرکت کننده باشم کسی را هم ندارم تا یکسال من و زن و فرزندم را تامین کند تا بتوانم جزو قبولی با این ظرفیت کم باشم ... ولي وقتي جواب آزمون كه آمد چمدونش رو بست و رفت گفت بسه 5 سال تحمل تو استعداد نداری .هر چند به همسرم گفتم خدا شاهد است حتی خود مسئولان کانون با کلی سابقه اگر در این آزمون شرکت کنند و شرایط کار من را داشته و شبها با مغز خسته و سه چهار ساعت درس بخوانند بعید است مجددا با این ظرفیت کم بتوانند وکیل شوند ولی او قبول نکرد گفت تو من و خانواده ام را فریب دادی گفتی وکیل می شوی من هم قبول کردم.


آواري ديگر بر سرم خراب شد . آري رفت .
امروز كه دارم مي نويسم نامه احضاريه دادگاه تو دستمه بايد در محضر دادگاه حاضر بشم اما نه در مقام وكيل و نه در مقام قاضي بلكه به عنوان يك متهم .
فهميدم كه رفتن تو رشته حقوق افتخاري نداشت بلكه برايم ضرر هم به بار آورد . حصول يك سوء پيشنه و يك اتهام كه قطعا در انتها من محكوم هم خواهم شد پس رشته حقوق از من يك مجرم ساخت نه يه حقوق دان كه نه تنها باعث افتخار خودم و خانواده ام و كشورم نشدم بلكه مايه سر شكستگي خانواده و كشورم هستم من مسئولان عزیز کشور را در مشاغل دولتی درک می کنم که نتوانند جوانان را به استخدام دولتی درآورند تازه من بنا به گفته های اساتیدم در دانشگاه معتقد به انجام امور در صنوف آزادم که بهر ه وری بیشتر آن به نسبت مشاغل دولتی ثابت شده است اصلا من رشته حقوق را خواندم چون دارای حرفه آزاد وکالت است خدایا چرا؟ . نمي دانم زنده بودن چه سود . بارها فكر ميكنم اگر رشته حقوق برای علاقه مندان به حرفه وکالت واسه وكيل شدن نيست پس مترو هم واسه حمل مسافر نيست واسه زود مردن و مرگ راحت ساخته شده چون وقتي جلوش ميوفتي ديگه تمومي . به آخر رسيدم .


نمي دانم من بايد به كي بگم .. ايا اعتراضم نتيجه داره . به كي اعتراض كنم .نامه های زیادی را دیدم که مرتبا در سایتها خطاب به مسئولین تعیین ظرفیت وکالت نشر می شود و این نامه ها به من امید داد تا با روحیه عالی ادامه زندگی دهم چون می دانم رییس جمهور محترممان خود فارغ التحصیل رشته حقوق است و بالاخره مشکل من و امثال من را حل می کند تازه نماینده های محترم مجلس هم هستند و همه به کمک ما خواهند آمد واقعا خواننده این مطلب شما قضاوت کنید معنی دارد که درآمد خوب و زندگی بسیار عالی اکثر وکلای فعلی حاصل بی کار نگه داشتن ما فارغ التحصیلان رشته حقوق در شغل آزاد وکالت باشد آیا تعیین کنندگان ظرفیت جواب وجدان خود را در آینده چگونه می دهند که انحصار و رانت موجب ثروت کلان اعضای هم صنفانشان باشد جواب وجدان خودو امثال من که زن و فرزندم از پیش من رفته اند را چگونه می دهند که ما در سطح کشور شاهد باشیم که اکثر وکلای دادگستری در کشور به قیمت بی کاری ما و حق الوکاله هایی زیادی که مردم ایران ناچارند به خاطر کمبود وکیل در کشور به آنها بدهند هم مردم را از وکلا ناراضی کنند و هم باعث بی کاری و رنج و اندوه من و خانواده ام شوند می دانید که چقدر دلم برای فرزندم تنگ شده است و چگونه می توانم در آینده به او پاسخ دهم که فرزندم متاسفانه دنیای کنونی دنیای بی رحمی است که گروهی که در امر وکالت در ایران ذینفعند به قیمت بی کار نگه داشتن گروه دیگر زندگی راحت دنیوی را برای خود رقم زده اند.


ولی من مطئنم ریاست محترم جمهور، نمایندگان مجلس، اساتید حقوقی در کشور و دلسوزان مسئول نظام در زیر سایه ولایت محترم فقیه که همواره مدافع جوانان بی کار بوده است نخواهند گذاشت جوانان کشورمان به علت افکار منسوخ سیستم پادشاهی سرنگون شده که معتقد به برتری گروهی بر گروه دیگر بود و فقط طبقه اعیان و اشراف را لایق وکالت ، قضاوت و پزشکی و ..... دیگر امور به اصطلاح با کلاس می دانست در اثر قوانین به جا مانده و میراث رژیم ستمشاهی در جذب وکیل در کشور همچنان مانع اشتغال ما در کسب و کار آزاد وکالت باشند مسئولان محترم نظام به حق باعث شده اند که تعداد فارغ التحصیلان رشته حقوق ده ها برابر زمان رژیم سابق شود و کمک بزرگتری به مردم مستضعف ایران کرده اند که فرزندان کشورمان بتوانند تحصیلات عالیه در رشته های باکلاس نیز داشته باشند و مطمئنم که جلوی انحصار و رانت صنفی خاص در حق فارغ التحصیلان رشته حقوق را خواهند گرفت

و چون به این امر ایمان دارم فعلا به کار در آژانس مسافر کشی ادامه می دهم و به فرزندم و همسرم در آینده می قبولانم که چون کاری که الان دارم رقابتی است و انحصار در آن نیست درآمدش به نفع مردم ایران تعدیل شده است بیشتر با روحیات من سازگار است و من انشالله بالاخره زمانی به آرزوی خود که همانا وکالت است با نیت کمک به مردم ایران با حداقل حق الوکاله خواهم رسید آنهم زمانی که درآمد این شغل از انحصار درآید اصلا شاید خدا من را دوست دارد و نمی گذارد که درآمد ناشی از انحصار را در حرفه آزاد مربوط به رشته ام داشته باشم چون من نمی خواهم و نمی توانم ببینم که درآمد من در شغلی باشد که افراد زیادی که کسب و کار آزاد حقشان است برای منفعت گروهی دیگر از آن محروم شوم و به فرزند دلبندم یاد خواهم داد که هرگز و در هیچ حال منافع خود را سبب اضرار به غیر قرار ندهد من مطمئنم که باری تعالی نیز در سرای آخرت به من حق خواهد داد و روزی همسرم که من را ترک کرده به کنار من خواهد آمد و به من خواهد گفت همسرم درآمد حلال در آژانس مسافرکشی که با عرق جبین و رقابت آزاد بی انحصار به دست می آید هر چند کم باشد بسیار بهتر از درآمدی است که بر اثر انحصار باشد .

من مطئنم ریاست محترم جمهور حقوقدان ، نماینده های محترم مجلس، اساتید مدیریت و اقتصاد و حقوق، مسئولان دادگستری، و ........... مطابق منویات مقام معظم رهبری مولاو سرور بزرکوارمان که همه سرباز و جان فدای اوییم برای رفع انحصار در کسب آزاد وکالت و افزایش ظرفیت پذیرش وکیل در کشور اقدام عاجل خواهند کرد این مشکل مافارغ التحصیلان بی کار رشته حقوق است که همانند بعضی از وکلای کانون پول و ثروت و تریبون نداشتیم تا به مسئولین بقبولانیم که وکالت حرفه ای آزاد است که نیاز به بودجه بیت المال ندارد به مسئولان بگویم ما حاضریم با هزینه شخصی هم کارآموز وکالت شویم و برای قوه قضائیه هم در طول دوره کارآموزی مجانی کار کنیم تا هزینه های نیروی انسانی این قوه کم شود.


مسئولان محترم تعیین ظرفیت وکالت بگذارید که در یک بازار رقابتی همانند تمام صنوف آزاد پزشکان ، مهندسان ، تجار، آشپزان، آرایشگران ، و ........این مردم باشند که تشخیص دهند تا در یک بازار غیر انحصاری و با حداقل هزینه برای رفع مشکلات حقوقی خودبه وکیل مراجعه کنند و کسانی که توانایی انجام امور حقوقی مردم را با حداقل هزینه ندارند خود بخود از گردونه رقابت خارج شوند مانند همان رقابتی که در آژانسهای حمل و نقل و سایر کسب و کارهای آزاد می بینیم. حق نگه دار خوانندگان این دلنوشته باشد به دعای خیر شما نیازمندم.

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده :

فارغ التحصيل

|

28دي ماه 1395

پاسخ

فاطمه

|

28دي ماه 1395

پاسخ

نیما

|

28دي ماه 1395

پاسخ

بازنشسته

|

28دي ماه 1395

پاسخ

بهروز

|

28دي ماه 1395

پاسخ

کمال

|

28دي ماه 1395

پاسخ

معلم

|

28دي ماه 1395

پاسخ

کریم زاده

|

28دي ماه 1395

پاسخ

مراد

|

28دي ماه 1395

پاسخ

دبیر ریاضی

|

28دي ماه 1395

پاسخ

لیلا

|

28دي ماه 1395

پاسخ

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:10

صفحه بندی